حسن حسن زاده آملى
410
هزار و يك كلمه (فارسى)
ديدهاى خواهم سبب سوراخ كن * تا حجب را بركند از بيخ و بن بايد به توحيد قرآنى كه توحيد صمدى هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ است برسى ، و موحد بدين توحيد بوده باشى تا به سرّ فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( قرآن كرم ، سوره يس ، آيه 84 ) دست بيابى . غرض اينكه فارابى در رساله اثبات مفارقات ، و همچنين در رساله اطلاقات عقل و در رساله تحصيل السعادة هشدارى مىدهد كه هيچ كلمه وجودى از زمين و آسمانها ، هرچه و هرچه ، تأبّى و گردنكشى ندارد كه معلوم شما بشود - يعنى شما بر او دست بيابيد و به حقيقت او برسيد ، چه اين كه خداوند سبحان شما را قادر و قاهر و محيط بر آنها آفريده است . حضرت امام پنجم باقر العلوم عليه السلام فرموده است : « . . . لأنه من حدّ شيئا فهو اكبر منه » ( بصائر الدرجات ) انسان كه به چيزى علم پيدا كرده است بر آن قاهر و محيط مىشود . خلاصه اينكه هرچيز را اين شأنيت است كه معقول انسان شود ، اين يك نكته و يك هشدارى . و باز به نكته و لطيفه ديگر هشدارى مىدهد كه نفس ناطقه انسانى - يعنى روح انسانى - آفريدهاى است كه حدّ يقف براى او نيست ؛ يعنى هرچه بيابد و بفهمد و داناتر بشود ، اشتهاء و خواهش او براى فهميدن معارف و مطالب بالاتر و بيشتر و بهتر ، بيشتر مىشود . اين فرموده قطب الحكماء الراسخين جناب وصي امام امير المؤمنين على عليه السلام در ( نهج البلاغه ، حكمت 205 ) است كه « كلّ وعاء يضيق بما جعل فيه إلا وعاء العلم فانه يتّسع به » . اين كلمه عرشى را در كلمه صدودهم همين كتاب هزار و يك كلمه بتفصيل شرح كردهام رجوع بفرماييد . يعنى هر ظرفى كه مظروفش در آن نهاده شود گنجايش آن كم و كاسته مىشود ، مگر ظرف علم - يعنى روح انسانى - كه هرچه مظروف او كه علم است در او نهاده شود ظرفيت و گنجايش او بيشتر مىشود و سعه وجوديش فزونى مىيابد . وقتى كه سعه وجوديش و اشتهايش فزونى يافت